کسب و کار بارانی
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٥  

نباید بگم که سرمان شلوغ است و وقت نمی کنیم بنویسیم که فقط شرمندگی اش می ماند.

راستش به دنبال هدفی کاری را شروع کرده ایم که بد جور درگیرمان کرده. فکر کردیم   زنان سرپرست خانواده که کار معینی ندارند برای اداره زندگی خود و فرزندانشان باید به استقلال اقتصادی برسند. پس بهترین کمک به آنها، پشتیبانی برای کسب درآمد است و از اینجا بود که به این نتیجه رسیدیم ساده ترین و عملی ترین کار، استفاده از هنر خانه داری خانمهای تحت پوشش در آماده کردن مواد غذایی مثل سبزی و بادنجان و پیاز داغ و ترشی و شور و ... است.

و حالا مدتی است که در گیر تبلیغ و سفارش جمع کردن از یک طرف و جمع آوری و ارسال مواد تهیه شده از طرف دیگر هستیم. و سخت ترین قسمت هم برآورده کردن سلیقه ها و نظرهای مختلف مشتریان و اصلاح مواد تهیه شده است!! اونقدر قرمه سبزی و کرفس برای امتحان خوردیم و ترشی و شور تست کردیم که ... حالا یکی سبزی ریزتر دوست داره یکی درشت تر، یکی کم سرخ شده و یکی زیاد سرخ شده، یکی ترشی با سیر دوست داره یکی نه و ...

راستش حالا در تداوم کار کمی دو دل شده ام...

دختر یکی از خانواده های تحت پوشش که از کمک تحصیلی باران استفاده کرده، امتحانهاش را خیلی خوب داده. دیشب خوشحال و سرحال می گفت "حتمن کارنامه ام رو نشونتون می دم تا نمره هام رو ببینید." شنیدن صدای خوشحالش لذتی شیرین داشت که آن را با شما قسمت می کنم...

 راستی یک کاتالوگ تبلیغاتی با طرح لوگوی گروه هم در حال آماده شدن است.

تا بعد



 
شماره حساب
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٩  

 از اونجایی که باز کردن حساب بانکی به اسم گروه فعلن مقدور نیست، من و زهره یک حساب مشترک برای گروه باز کردیم.

بانک سامان، شعبه میرداماد 

شماره حساب: ١-٢۶٩۵۴٢-٨٠٠-٨٠٩  به نام زهره قلی زاده و بهاره کاویانی

شماره کارت: ۶٢١٩٨۶١٢٠٢۶٩۵۴٢۴ زهره قلی زاده

شماره کارت: ۶٢١٩٨۶١١١٠۵٩٨١٣٢ بهاره کاویانی

این کار هم برای راحتی اعضای بارانی بود، هم برای معرفی بهتر به اعضای جدید و از اون هم مهم تر تعلق گرفتن سود به پس انداز گروه.

از طرف دیگه در صورتی که خدای نکرده اتفاقی برای من یا زهره بیفته تکلیف پول گروه روشنه. فقط حواستون باشه من و زهره رو زیاد با هم جایی نفرستید..!



 
عید فطرتون مبارک
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٥  

فکر می کردم اگر تنها فایده ماه رمضان این باشه که بیشتر به یاد کمک کردن به هم بیفتیم، خودش بزرگترین فایده است...

 

راستش اومدم تا از همه دوستانی که این روزها به ما کمک کردند تشکر کنم. هر چه کمکهای بیشتری به دستمون می رسه برای چگونگی هزینه کردن موجودی گروه، احساس مسولیت بیشتری می کنیم. در مورد فطریه ها بیشترین وسواس رو به خرج می دیم.

از اینکه به ما اعتماد دارید ممنونیم.



 
از خرداد تا حالا چه خبر؟
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۸  

باور کنید گروه به یمن همکاری دوستان خیلی فعال تر از این وبلاگه. کم کاری اینجا رو بذارید  به حساب تنبلی من.

فعالیتهای این مدت رو خلاصه وار در زیر می گم. فقط قبل از اون باید اعلام کنم که گروه به همکاری و عضویت دوستان جدید و همین طور ایده­های نو برای همکاری و هماهنگی بهتر اعضا به شدت نیاز داره.

 

- رهن خانه برای خانم (چ): ١،٠٠٠،٠٠٠تومان/ خرداد٨٨

- تهیه لوازم ابتدایی زندگی برای خانم (چ) و خرید مایحناج اولیه به مبلغ ١٩۴،٠٠٠تومان/ خرداد٨٨

- تسویه بدهی خانم (چ): ٩٠٠،٠٠٠تومان/ تیر و مرداد٨٨

- کمک های متفرقه به خانم (چ) شامل:

- ١٠٠،٠٠٠تومان/ خرداد٨٨

- ۵٠،٠٠٠تومان/ تیر٨٨

- خرید گوشت و مرغ به مبلغ ۵٠،٠٠٠تومان/تیر٨٨

- ۵٠،٠٠٠تومان/ مرداد٨٨

 

 

- کمک نقدی به خانم (ص):١۵٠،٠٠٠/ تومان تیر٨٨

- خرید ۵٠عدد مرغ برای خانواده های تحت پوشش شبیر به مناسبت ماه رمضان: ٣٠٠،٠٠٠تومان/ مرداد٨٨

- خرید ارزاق به مناسبت ماه رمضان برای خانم (ص) و خانم (الف): ٢۵٠،٠٠٠تومان/ مرداد٨٨

- کمک نقدی به خانم (خ آ): ١۵٠،٠٠٠تومان/ مرداد٨٨

- کمک نقدی به خانواده (س): ٣٠٠،٠٠٠تومان/ مرداد ٨٨

 

- هزینه های ثابت ماهیانه:

کرایه خانه خانم (چ): ٢٠٠،٠٠٠تومان از تیر٨٨

هزینه آسایشگاه پسر خانم (الف): ٢٠٠،٠٠٠تومان از اردیبهشت٨٨

 

توضیح مختصری درباره موردهای تحت حمایت گروه:

 

·   خانم (چ) از خرداد ماه تحت حمایت گروه قرار دارد. و حالا بعد از چند ماه مشکلات فراوان او کمی کاهش پیدا کرده. خانم (چ) توانسته دو فرزندش را از پرورشگاه به نزد خود بیاورد و با دختر دیگرش با هم در یک خانه زندگی می کنند. وسایل ابتدایی برای زندگی شان مهیاست. (یخچال تهیه شده قدیمی و پر اشکال است. تلویزیون سیاه و سفیدی دارد که فقط کانالهای 1 و 2 را می گیرد. اگر بتوانیم یخچال سالم تر، تلویزیون مناسب تر و ماشین لباسشویی دست دوم برایش تهیه کنیم، کمک بزرگی شده است) کارهای طلاقش در دادگاه دنبال می شود. بدهی بدهکاری که مدتها بود آسایش را از او گرفته بود، تسویه شده. او مشکل کم خونی شدید دارد. امیدواریم بتوانیم به مداوای او کمک کنیم تا پس از بهبودی نسبی بتواند با کار کردن زندگی خود و فرزندانش را تامین کند. درضمن پسر بزرگ خانم (چ) به علت کم توانی ذهنی در آسایشگاهی بستری است که هزینه نگهداری او توسط خیرین دیگری تامین می شود.

 

·   خانم (خ آ) از دیماه سال ٨٧ با گروه در ارتباط است. در نوشته های قبل در مورد رهن خانه و کمک های متفرقه صورت گرفته به ایشان توضیحاتی داده شده است.

  • خانم (الف) سالهاست شوهرش را از دست داده و به همراه مادر و دخترش در خانه ارثیه پدری زندگی کند.(این خانه ارثیه سایر خواهر و برادرهایش نیز است) دخترش دانشجوست و تنها پسرش به دلیل کم توانی ذهنی در آسایشگاهی بستری است. گروه هزینه آسایشگاه را به صورت ماهیانه متقبل شده است.

 

·   خانم (ص) پیرزنی است که با نوه اش زندگی می کند. تا کنون گروه به صورت متفرقه به او کمک کرده است. خانم (ص) با کار کردن خرج زندگی را می گذرانده ولی با توجه به کهولت سن دیگر توان زیادی برای کار کردن ندارد و برای اجاره خانه با مشکل روبروست.

 

·   سرپرست خانواده (س) مرد جوانی است که چند سالی است با بیماری مواجه شده و از سال ٨۶ کلا خانه نشین شده. یک پسر شش ساله دارد. تمام پس اندازهای ممکن و موجود، خرج زندگی و دکتر و دارو برای مداوای پدر بیمار شده. او به عمل جراحی نیاز دارد و از آن مهم تر خانواده به کمک برای گذراندن اولین ضروریات زندگی...     

 

اگر ماهیانه جمع شده توسط گروه بیشتر شود دو مورد به کمک ماهیانه اضافه می شود:

    اجاره خانه خانم (ص)

    کمک خرجی خانواده (س) و کمک به مداوای بیمار، آقای (س)

 

 

 

 

اعضای بارانی به صورت های زیر با گروه همکاری می کنند:

-         ماهیانه ١۵،٠٠٠ تومان

-         صدقه های متفرقه

-         نذورات

-         کمک های غیر نقدی

 

برای این که بتوانیم دو مورد اخیر را تحت پوشش درآوریم به کمک های ثابت ماهیانه بیشتری نیاز است.

 

گروه چشم به همکاری(مالی، فکری، حضوری و ... ) شما دارد.

 

 

 

تنهایمان نگذارید تا این نم باران دل همه مان را بهاری کند.



 
 
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٥  

وچنان بی تابم  تا بنویسم که قلم نمی رود و کاغذ جا می ماند

و شگفتا  "چه کسی صدا کرد مرا؟ "    
                                   
در یک قدمی من وتو

                                                         
در یک لحظه زمان را بگو بایست

                                                                                             
چرا که مادری دور از فرزند

                                                                                                                          
فرزندی دور از لقمه ایی نان

 

 یا نه ،همه دور از انسانیت 

 

  
 
نه اینگونه نیست "چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید"


انسانیت نمرده ، هنوز قلبهایی برای هم نوع خود می تپد ، هنوز هستند کسانی که در پله بالاتر نه ، بلکه هم سطح را می بینند، و شگفتا پیرمردی را دیدم که خود بذل بخشش میکرد که چندان هم دارا نبود
.

صبح تعطیل پنج شنبه بجای رفتن به مهمانی و کوه و خانه نشستن و...با دوستان راه افتادیم به طرف میدان خراسان ، نزدیک شبیر این آشنای همیشگی ، توی راه که می رفتیم دوستان تعریف کردند از خانه ایی که دیروز برای خانمی بی سرپرست گرفته ایم.  خانمی که شوهرش معتاد بوده و به جرم کودک آزاری و کتک همسر فعلا زندان است و زن کارهای طلاق را پی گرفته. دو تا از بچه هایش در پرورشگاه است و دیگری که دختری 12 ساله است پیش خودش.برایش کمی وسایل می بردیم. بماند که فرزانه چقدر از کثیف بودن خانه میگفت و ما که ندیده بودیم تصورش هم نمی توانستیم داشته باشم و فقط فکر میکردیم از دربدری، از پارک خوابیدن که بهتر است. شرح مفصل  بماند برای دوستانی که دنبال خانه میگشتند ،

 ازکوچه پس کوچه ها گذشتیم ، تا رسیدیم پشت در خانه، در باز شد خانه چه بگویم ، خدایا... فقط تو بدان چگونه زندگی می کنند، شاید بنظر عده ایی ما نیز چنین زندگی می کنیم و خودمان نمی دانیم ولی باز خدایا ، ترا فریاد می کنم و میخواهم قدر نعمت هایمان را بما بنمایی.
خدایا ، خدای خوب من ، چای که کمترین چیزی که همه ما در خانه داریم ، نداشت و از سر درد ، سرش را بسته بود ، نمی دانی دوستم ، قلبم فشرد ، فقط فکر کردم قدر دان نعمت هایمان هستیم یا نه؟ آیا می شود در همین تهران ، در همین جا که خیلی دور نیست، یکی اینطوری زندگی کند... بلافاصله یکی از بچه ها  کتری و قوری را درآورد. روز قبل می دانستیم گاز ندارد و وقتی گاز را دیدیم و پرسیدیم از کجا آمده ، گفت پیرمردی که دیروز یخچال و فرش شبیر را با وانت کمک کرده بود و بخانه آورده بود، شب این را برایمان آورده... آخر چه بگویم ، می خوریم و می پوشیم بدون اینگه تعمق کنیم ، شاید این نمونه ایی از چندین میلیون نمونه باشد. قلبم بدرد آمد ، شاید توان من کم باشد ، و دیدم ، چه ها که دیدم... خانه ایی گرم ، که کولرش را روشن نمی کرد و می گفت ما همیشه فشارمان پایین است ، خرما خریدیم ولی می دانم اینها بیماری یک یا 2 ساعت نیست که با خرما حل شود ، این بیماری کهنه فقر است، این فقر که باید ریشه کن شود ، این فقر که نباید مجال داد رشد کند ، چگونه ، نمی دانم ، ای کاش می دانستم و این همه عذاب نمی کشیدم ، ای کاش دستانمان که در هم است را بیشتر می فشردیم ، و عزم خود را جزم میکردیم که با هم باشیم تا بتوانیم کمک کنیم ، کمک کنیم تا شاید بقول دوستی " با این اقتصاد بیمار نکند جایمان عوض

شود " و این هیچ دور نیست ، و بعید نیست مگر او چه داشت که من و تو نداریم ، یا من و تو چه داریم که او ندارد و باز هم مادری امشب دور از فرزند می خوابد، و پدری که با سرافکندگی در خانه را باز می کند و خواهری که از نداری برادر غصه میخورد و دوستی که دلش می تپد و آری

 همه انها فقط "او را می­خوانند " و " اورا می طلبند" و اوست که وعده روز آفتابی پس از باران داده         به امید آن روز

این نوشته بارانی عزیز "میترا گ" است. با تشکر فراوان

 



 
اگر یادمان بود و باران گرفت نگاهی به احساس گلها کنیم
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٧  

ÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛ

گروه خیریه باران یکی از گروههای فعال در زمینه کمک رسانی، فعالیت خود را از سال  1385 با همیاری دو نفر آغاز و از همان سال همکاری خود را با پرورشگاه و شیرخوارگاه شبیر  شروع نموده است، اکنون تعداد اعضا فعال این گروه حدود 30 نفر می باشند. برای آشنایی با این خیریه اهداف، الویت ها و نمونه هایی از کارهای انجام گرفته در زیر آورده شده است.

گروه خیریه باران همیشه سعی را بر این گذاشته تا با یکپارچه سازی کمکهای نیکوکاران عزیز به همراه  برنامه ریزی صحیح، هدفمند و الویت بندی شده برای بهبود وضع کودکان و خانواده های نیازمند تلاش نماید که این امر با کمک مدد­کاران کودک و مدد­کاران  اجتماعی پرورشگاه و با مطالعه پرونده­ها  صورت می پذیرد.

 

الویت بندیهای گروه باران به شرح زیر می باشد:

 

Û     رفع نیازهای ضروری کودکان شبیر.

Û     کمکهای مالی به خانواده هایی که به دلیل مشکلات مالی قادر به سرپرستی کودکان خود نمی باشند.

Û  کمک به رفع نیازهای مالی خانواده هایی  که با مشکلاتی از قبیل فقر ، بیماری و .. دست به گریبان هستند.

 

از جمله فعالیت های انجام شده توسط این گروه می توان به موارد زیر اشاره کرد :

 

1. همکاری در بر طرف نمودن نیازهای کودکان در پرورشگاه با خرید اقلام مورد نیاز که در زیر به برخی از آنها اشاره می گردد.

Û   تهیه ماهی و برنج برای شب عید در نوروز 87 ، تهیه ماهی و برنج در شهریور و مهر87 (ماه رمضان)و  تهیه ماهی برای نوروز88

Û     تهیه ماهی ، خرما و میوه در تمام فصول

Û       تهیه شیرخشک نوزادان و شیرخواران در اسفند 87 و اردیبهشت 88

Û     تهیه لباس و اسباب بازی برای کودکان در سال نو در نوروز87

Û     ارسال مایحتاج غذایی درخواست شده از طرف پرورشگاه

Û     کمک هزینه خرید دارو و لباس به مبلغ 1،000،000 ریال در زمستان 86

 

2. شرکت و برگزاری جشن ها

 Û  برگزاری جشن سال نو در پرورشگاه در نوروز87 با حضور و اجرای برنامه­ای شاد توسط عمو سلیمان، صرف کیک و خوراکی، اجرای گریم کودکانه بر صورت بچه­ها، دادن کادو و بازی با بچه­ها و صرف شام

Û     شرکت در جشن گل­ریزان پرورشگاه در مهر 87 و اهدای مبلغ 1،700،000 ریال

 

3. تهیه نذورات ارجاع شده به گروه و ارسال آن به شبیر شامل:

 Û     تهیه گوشت یک راس گوسفند به مبلغ 1،200،000 ریال و ارسال به شبیر در مهر 87

Û     تهیه گوشت یک راس گوسفند به مبلغ 1،400،000 ریال و ارسال به شبیر در آبان 87

Û     تهیه گوشت یک راس گوسفند به مبلغ 1،000،000 ریال و ارسال به شبیر در دی 87

 

4. کمک در بهبود وضعیت عمومی پرورشگاه با در اختیار قرار دادن لوازم صوتی، تصویری ، کامپیوتر و ... و کمک مالی:

 

Û      اهدای یک دستگاه CD  خوان از طرف یکی از اعضا

Û     جمع آوری و ارسال فطریه در ماه رمضان گذشته در حدود 7،800،000 ریال

 

 5. جلوگیری از انتقال کودکان خانواده های بی بضاعت با کمک مالی به آنها جهت  نگهداری کودک در محیط خانواده از جمله:

 Û  پرداخت مبلغ 15،000،000 ریال در دی ماه 87 جهت تامین  پول پیش یک خانه برای مادر و کودکی که توانایی مالی برای تهیه سر پناه نداشتند.  پیگیری و رفع مشکلات این خانواده در حد توان همچنان ادامه دارد. از جمله ارسال ارزاق و مایحتاج دیگر و نیز عیدی به مبلغ 1،000،000 در اسفند 87 و کمک مالی به مبلغ 1،000،000 در اردیبهشت88

 

6.  یاری به سرپرست کودکان پرورشگاه جهت باز گرداندن فرزند به کانون گرم خانواده از طریق کمک­های فکری و مالی برای رفع مشکلات اقتصادی مانند اجاره منزل، خرید لوازم منزل و ...:

 

Û  پرداخت اجاره بهای یک خانه  به صورت ماهیانه به مبلغ 1،800،000 ریال به مدت پنج ماه برای  مادری که به دلیل نداشتن توان مالی جهت  کرایه منزل ، کودک خود را به پرورشگاه سپرده بود. لازم به ذکر است که پول پیش منزل توسط دیگر گروههای خیریه فعال در  شبیر تامین گردید.

 

7. کمک به بیماران خاص که بضاعت خرید داروهای مورد نیاز را ندارند.

Û  . تهیه مبلغ 34،500،000 ریال جهت خرید داروهای مورد نیاز یک جوان 31 ساله که مبتلا به بیماری نوروپانیمی باشد (داروهای تهیه شده تنها نیاز یک سال شخص را برآورده می سازد).

 لازم به ذکر است که جهت تهیه کل دارو به مبلغ بیشتری نیاز بود که با همکاری و لطف دوستان مبلغ مورد نیاز تامین شد. برای خرید دارو از راهنمایی نیکوکاری بارانی استفاده کردیم تا با تغییر نسخه و تجویز دارو با مشخصات موجود در داروخانه­های دولتی سیزده آبان و هلال احمر توسط پزشک، مبلغ مورد تخفیف بیمه مقدار بیشتری گردد و از آن­جا که داروی موجود در هنگام خرید از کشور آلمان قیمت مناسب­تری نسبت به داروی قبل داشت مبلغ قابل توجهی در صندوق باران پس انداز شد. که خوشبختانه می­توان آن را صرف موردی مشابه مورد 5 که نیاز فوری به کمک دارند کرد. ( که خبرهای آن نیز متعاقبا به اطلاع خواهد رسید) بیمار در فروردین ماه 88 بستری شد و پس از مداوای انجام گرفته و رضایت از روند بهبودی از بیمارستان مرخص گردید. در اینجا تشکر و قدردانی فراوان خانواده بیمار از دوستان بارانی را به اطلاع همه عزیزان می­رسانیم.

 

Û  پرداخت مبلغ 2،200،000 ریال در اسفند 87 جهت بستری کردن ومداوای همسر خانمی در آسایشگاه روانی  او به منظور کمک به وی جهت نگهداری از نوه خود به جای سپردن کودک به پرورشگاه و اهداء مبلغ 1،000،000 ریال در شب عید.

 

8. کمک به خانواده های نیازمند:

Û  پرداخت 4،000،000 ریال به خانواده ای که به دلیل مشکلات مالی بدون سر پناه مانده بود، جهت تکمیل پول پیش خانه.

Û     پرداخت 2،000،000 ریال به پیرزنی که سرپرستی نوه­ اش را برعهده دارد جهت تکمیل پول پیش خانه.

 

امید که با همراهی شما دوستان این ردپای خیس باران تبدیل به طراوتی جاودانه گردد.

 

 

همچنین شما عزیزان می توانید در صورت تمایل به صورت انفرادی و مستقیم با بهزیستی شبیر در ارتباط بوده و کمکهای خود را در اختیار آنها قرار دهید.

 

مددکاران عزیز فعال در شبیر که با گروه همکاری دارند :

سرکار خانم هواشم (مددکار اجتماعی)

سرکار خانم تهرانی (مددکار کودکان)

 

آدرس : خیابان 17 شهریور جنوبی. پایین تر از تیر دو قلو .روبروی مدرسه فیاض بخش . مجتمع بهزیستی شبیر

 تلفن تماس : 33706526 – 33705919

مشارکتهای مردمی : 33005885

                                                       ”

  این یادداشت کامل و جامع توسط زهره و دوستانش تهیه شده است. از همه عزیزان ممنون.

                                                         



 
 
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٠  

اومدم بگم خیال نکنید فعالیت گروه باران مثل این وبلاگ تعطیله!! اتفاقا این روزهای آخر سال خیلی هم پر جنب و جوشه... فقط دوستانم اونقدر سرشون شلوغه که وقت نمی­کنند بیان اینجا و از کارها بگن. راستش چون مهناز و زهره بیشتر در جریان ریز کارهای انجام شده هستند فکر می­کنم شاید نوشتن من کامل نباشه و بعضی چیزها از قلم بیفته. از طرفی ارتباطی که یک دوست عزیز و جدید (مهرناز) از طریق همین وبلاگ نصفه و نیمه برقرار کرده باعث شد که امید داشته باشم که اینجا می­تونه محلی برای دوستی­های تازه و ثمربخش باشه و یه جورایی عذاب وجدان از ننوشتن بگیرم! پس من خلاصه وار می­گم و امیدوارم زهره و مهناز و بقیه دوستان کامل کنند...

·       قسمتی از پول جمع آوری شده توسط گروه صرف رهن خانه برای خانم جوانی که فرزند بیماری دارد و همسرش سالهاست ترکش کرده، شده است. هفته گذشته هم کمک غیر نقدی شامل مقداری لوازم خانه و مواد خوراکی برایشان فرستاده شد.

·        مبلغ دویست هزار تومان به مادربزرگی که سرپرستی نوه­اش را بر عهده دارد، کمک نقدی شد. این مادر بزرگ سالهاست پسرش را از دست داده و نوه­اش را از کودکی به تنهایی بزرگ کرده. نوه الآن دختری اول دبیرستانی است. چهره پر رنج و خستگی پیرزن نشان می­داد که با زحمت زندگی خود و نوه­اش را در زیرزمینی در جنوب تهران می­گذراند و وقتی کمک را گرفت چشمهایش پر از اشک شد...

·        بیماری برای مداوا به داروی گران قیمتی نیاز داشت. که گروه به طور ویژه برای جمع آوری هزینه آن اقدام کرد. الآن در مرحله خرید دارو و منتظر کارهای اداری بیمه بیمار هستیم. امیدواریم به زودی و قبل از رسیدن سال جدید، بیمار بستری و مداوای او شروع شود.

·       برای فروردین ماه نوزادان و شیرخواران شبیر شیر خشک تهیه شده است. 28 بسته شیر هومانای1و 32 بسته شیر نان2  

 

یه نکته دیگه اینکه ارتباط­هایی که این اواخر با مددکاری شبیر برقرار شد، باعث شد بچه­ها به این نتیجه برسند که عیدی جمع آوری شده به جای این­که مستقیما برای بچه­های شبیر مصرف بشه صرف خانواده­های نیازمند بشه. با توجه به مورد بیمار و هزینه زیاد داروها، عیدی­ها هم در همین مورد مصرف شد.       



 
برنامه عید
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٥  

با توجه به پیشنهاد به جای بارانی عزیز (رضوان الف) در مورد نزدیک شدن بهار و لزوم برنامه ریزی درست و به موقع، راه کارهایی که به ذهنم رسیده رو پیشنهاد می­کنم. شما هم نظر بدید و اگر ایده دیگری هم داشتید بگید تا زودتر تصمیم گیری کنیم:

- جشنی مشابه سال قبل بگیریم.

به جای هزینه برگزاری جشن، برای عید بچه­ها و دخترهای بزرگ خوابگاه، لباس و هدیه و ارزاق بیشتری تهیه کنیم.

- هزینه جشن را صرف کار دیگری کنیم. برای مثال:

  برنامه سفر برای دختران بزرگ خوابگاه، خیلی­ها مکانی برای سفر کوتاه مدت در اطراف تهران سراغ دارند. لطفا به اقوام پولدارتان فکر کنید!! شاید بشه خانه یا ویلایی رو برای چند روزی به مرکز بدهیم و هزینه رفت و آمد و خوراک را هم متقبل شویم.

  یا بردن بچه­ها به یک محل تفریحی مثل سرزمین عجایب،  البته برای این کار حتما باید بچه­ها را به گروه­های کوچک تقسیم کرد. در کنار مسولیت زیاد و امکان عدم اجازه مسولین شبیر و ... . بالاخره می شه امکانش رو سنجید. حداقل اینه که هزینه این کار رو به مرکز داد.

- پیشنهادهای دیگر...



 
فعالیتها
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٤  

خلاصه­ای از فعالیت­های بارانی­ها از زمان اعلام رسمی عنوان گروه به مرکز شبیر:

-  شرکت در جشن گل ریزان شیرخوارگاه و کمک نقدی به میزان:

160 هزار تومان

توضیح: این جشن توسط شیرخوارگاه برای جمع آوری کمک­های نقدی خیرین مرتبط با مرکز در ماه رمضان برگزار شد. اولین حضور بارانی­ها به این صورت انجام گرفت.

 

-  جمع آوری پول از اعضای ثابت و خرید ارزاق در ماه رمضان شامل:

          50 کیلوگرم برنج

17 کیلوگرم ماهی

توضیح: با توجه به کمک­های بیشتر مردمی در ماه رمضان و کم شدن این کمک­ها در ماه­های بعد، تصمیم گرفته شد به جای افطاری دادن، ارزاق برای استفاده بعد از این ماه خریداری شود.

- جمع آوری فطریه

تعدادی از بارانی­ها در جمع آوری فطریه در بین دوستان و آشنایان کمک زیادی کردند:

          خانم نازیلا (ج): 149,000 تومان

          خانم میترا (گ): 142,600 تومان

          خانم زهره (ق): 80,500 تومان

          آقای علیرضا (ر): 132,500 تومان

اعضای ثابت و دوستان دیگر نیز به صورت زیر مشارکت کردند:

          اعضای ثابت: 175,000 تومان

          سایر دوستان: 87,300 تومان

در کل مبلغ 766،900 تومان بابت فطریه به شیرخوارگاه پرداخت شد.

 

دو مورد نذر گوسفند به گروه ارجاع شد که در به صورت زیر خریداری و به شیرخوارگاه ارسال گردید:

به مبلغ 120,000 تومان در مهر ماه

به مبلغ 140,000 تومان در آبان ماه

                                         

-  با توجه به مبلغ جمع آوری شده از فروردین ماه توسط ماهیانه­های اعضای ثابت و سایر کمک­ها و صدقات دریافتی، دو نفر از اعضا برای مذاکره با مرکز تعیین شدند تا تصمیمی برای چگونگی صرف مبلغ صندوق و نیز کمک­های ماهیانه صورت گیرد. توضیح جزئیات تصمیم گرفته شده به عهده دوستان. فقط ذکر می­کنم که از آبان ماه، ماهیانه مبلغ 180,000 تومان برای کمک به خانواده­ای به مرکز پرداخت می­شود.



 
 
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٦  

از اون­جا که کسی دست به کار نشد، گفتم بهتره من شروع کنم و کمی از خودمون بگم. از بارانی­ها، از اینکه خیلی وقته با شبیر همکاری می­کنیم، خیلی وقته که گروهی شدیم و هر از گاهی کاری و جمع شدنی و ...

ولی نه بهتره از قسمت خوب کار شروع کنم. بهترین و پررنگ­ترین کارمون یعنی جشن نوروز 87. اولین کار گروهی درست و حسابی و با کلی کمک­های پیش­بینی نشده. فعالیت قشنگی بود. بعضی­هامون اولین بار بود که همدیگر رو می­دیدیم ولی شوق انجام شدن کار، همه رو همدل کرده بود. آخر جشن یه کم که از فضا فاصله می­گرفتی آدم­هایی رو می­دیدی که هر کدوم یه گوشه مشغول­­اند. یکی داره به بچه­ای آب می­ده، یکی صورتش رو می­شوره. یکی موی دختری رو مرتب می­کنه. یکی با اسباب بازی­های جدید سرگرم­شون می­کنه. یه گوشه چند تا بچه سر جایزه لپ لپ­ها دعواشون شده و چند نفری جداشون می­کنند و ... آدم­ها فارغ از هر فکر و عقیده و فرهنگی، فارغ از سن و سال و ... فقط با یه هدف مشترک دور هم جمع شده بودند.

شاید همون موقع بود که فهمیدم شروع هر کار جمعی در کنار سخت بودن چقدر شیرینه. ولی سخت­تر از شروع، ادامه دادنش به شکل درسته. 

به هر حال از اون موقع تصمیم داشتیم که گروه رو به شکل درست­تری فعال کنیم و خب باید بگم بالاخره برای منسجم­تر شدن گروه و جهت­گیری فعالیت­ها از شهریور امسال گروه عنوان دار شد:

گروه خیریه باران

همزمان با ماه رمضان هم چند تا کار خوب توسط گروه انجام شد که دو تا مزیت بزرگ داشت: با انگیزه شدن دوباره بچه­ها و معرفی گروه به پرورشگاه. دیگه شبیریها باران رو به عنوان یک گروه همراه و فعال می­شناسند. جلب اعتماد اونجا هم برای ما یه قدم رو به جلوست.

خب شاید بهتر باشه در پست­های بعد از فعالیت­هامون بگیم تا هم اعضاء بهتر در جریان باشند و هم از نظرات هم بیشتر استفاده کنیم.